چه حرفی با تو می گوید صدای خش خش پاییز
و فصل دلبریدن ها کلامم را به گوش آویز
و اکنون نا امیدی نا امیدی را در این ایام میبینم
غزل شد نا امیدانه و احساسی ملال انگیز
چه می گوید کلاغی که سیاهی را به تن دارد
صدایش سوز و غم دارد نشسته بر لب جالیز
قلموئی به دستانم نگاهم سرد و مایوس است
کشیدم برگ زردی از درخت پیر این پاییز
(مومن)
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 8:2 توسط مجید مومن
|