دریایی در شب
تقدیم به دوستان شمالی:
شب و امواج یک قایق ، و پارویی که می لغزد
چراغ آسمان تار و سوسویی که می لغزد
هراسی در دلش دارد ، شب و دریا و تنهایی
و اشک از گونه ها جاری ، چنان جویی که می لغزد
پریشان است موهایش ، نسیمی شانه اش می زد
نسیمی در شبانگاهی ، و گیسویی که می لغزد
نسیمی می شود طوفان و بوی مرگ می آید
و قایق در میان آب ، چون قویی که می لغزد
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت 8:31 توسط مجید مومن
|