نقش بر غار
میکشم خفاش را بر روی این دیوارها،
میبرم راز سیاهی را درون غارها
میکنم نقش درختی خشک بر دیوار غار
میکشم سیبی سر آدم به روی دارها
سینه خفاش ها، دیوارها لرزیده است
یاد بم کرده دلم ، ریزد سرم آوارها
نقش اسبی را که زیر کاهها جان داده است
میکشم روح بلندش را ، درون غارها
نبض من ساکت شده ، "امن یجبت" را بخوان
قطره قطره آب شد ، قندیل جانم بارها
+ نوشته شده در سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۲ ساعت 12:52 توسط مجید مومن
|